موسیقی پاپ ژانری از موسیقی مردمی یا عامه پسند است که با موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکورتفاوت دارد. در حقیقت این واژه بیانگر مشخصه هایی چون سبک خوانندگی سرشار از احساسات، ترانه هایی عموما با مضامین عاطفی، ریتم های ضربی، ملودی های پیش پاافتاده، هارمونی های آسان و ساختاری تکراری است، به گونه ای که مردم عادی به راحتی آن را درک و ارتباط لازم را با آن برقرار می نمایند.
شاید بتوان موسیقی پاپ را نوعی زبان ساده موسیقیایی مشترک در بین مردم در سراسر جهان دانست. این نوع موسیقی معمولا شامل عناصری از موسیقی راک، hip hop ، R&B ، soul و در برخی موارد موسیقی کانتری country است و به همین دلیل از انعطاف پذیری بسیاری برخوردار است.
برخی از ترانه های موسیقی پاپ از جمله ترانه هایی که در ارتباط با رویدادهای ورزشی خوانده می شوند و معمولا رنگ و بوی وطن پرستی دارند، با استقبال فراوان علاقمندان روبرو می شوند و در لیست آهنگ های پرفروش پاپ قرار می گیرند.
اصطلاح موسیقی پاپ گاهی در مورد زیر شاخه های سبک های دیگری چون پاپ راک نیز به کار می رود و اغلب هدف اصلی از ساخت آن موفقیت تجاری و جذب مخاطب است، به همین دلیل نزد موسیقی دانان و نوازندگان صاحب نام از جایگاه خاصی برخوردار نیست.
با افزایش روز افزون کمپانی های مختلفی که در تهیه و انتشار آلبوم های موسیقی به فعالیت مشغولند وهمچنین کاهش قیمت سی دی و DVD، مخاطبان موسیقی پاپ با گذشت زمان افزایش یافته اند.
خوانندگان محبوب و تراز اول این ژانر، افرادی چون فرانک سیناترا که متن ترانه هایشان اغلب اشاره به عشق داشت، همواره مورد توجه کمپانی های ضبط و سرمایه گذاران بازار موسیقی بوده اند. کاهش تدریجی قیمت آلبوم های ضبط شده سبب شد نوجوانان نیز به خیل مشتاقان این نوع موسیقی بپیوندند و بر بازار فروش آن تاثیر گذار باشند.
نسل جوان اغلب از ورود هنرمندان جدید به این عرصه با کنجکاوی استقبال می نمودند، در حالیکه بزرگترها ترجیح می دادند تنها آلبوم های افراد شناخته شده و مورد علاقه شان را خریداری نمایند.
همین امر سبب شد که گروههای موسیقی تازه وارد با حمایت نسل جوان به عرصه موسیقی پا بگذارند و فعالیت خود را ادامه دهند. توجه و علاقه این نسل به موسیقی پاپ سبب شد این سبک از موسیقی به نوعی بیانگر "فرهنگ حاکم بر نسل جوان " در هر جامعه باشد.
از آنجائیکه مخالفت و اعتراض، همواره نقش پررنگی در فرهنگ حاکم بر نسل جوان هر جامعه دارد، بسیاری از ترانه های موسیقی پاپ ناخودآگاه منبع الهام جوانان گشتند و تاثیرات بسزایی بر خصوصیات اخلاقی این نسل باقی گذاردند. بسیاری از والدین متن اشعار ترانه های موسیقی پاپ را غیراخلاقی و مدخلی برای ارتکاب گناه برمی شمردند و معتقد بودند که این سبک موسیقی جوانان را گمراه کرده و آنها را به بروز رفتارهای ناشایست ترغیب می نماید.
طی سال های ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۰، موسیقی پاپ غربی به موسیقی ضربی ختم می شد و در بین نوازندگان پیانو رواج بیشتری داشت. به تدریج موسیقی ضربی به Swing ، شکل ابتدایی جز، تبدیل شد که به دلیل قابلیت های متعدد، موارد استفاده گسترده تری را دارا بود.
بد نیست اشاره کنیم از آنجائیکه اغلب نوازندگان این نوع موسیقی ضربی که معمولا برای رقصیدن مورد استفاده قرار می گرفت را سیاه پوستان تشکیل می دادند، در ابتدا، موسیقی پاپ بیشتر در میان آنان رواج داشت و به تدریج با پدیدار شدن نوازندگان سفید پوست، مخاطبان این سبک موسیقی گسترده تر گشت. ترانه های پاپ که طی این سالها خوانده شد، تاثیر بسیاری بر منش اخلاقی مخاطبان، خصوصا نسل جوان آمریکا باقی گذارد.
سال های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰، به تدریج بلوز و کانتری به عرصه موسیقی پاپ وارد شدند و استقبال از حضور خوانندگانی بسیار احساساتی با لحنی حزن انگیز، خوانندگی را در این سبک از موسیقی باب کرد.
در دهه ۱۹۶۰ ستارگان موسیقی پاپ از جمله Beatles، The Rolling Stones ، Ray Charles، Stevie Wonder, Bob Dylan ، Simon and Garfunkel و بسیاری دیگر روی کار آمدند.
در دهه ۱۹۷۰، حضور چهره های جدیدی چون ABBA، BeeGees، Billy Joel، Elton John، Queen، Cat Stevens و Stevie Wonder و استقبال مخاطبان از آثار آنان،سبب رواج بیش از پیش موسیقی پاپ شد.
در این دهه به تدریج با گسترده شدن موسیقی پاپ به سراسر جهان، استفاده از ریتم های عربی در موسیقی پاپ آغاز شد و ستارگان موسیقی پاپ در کشورهای مختلف از جمله ترکیه، بنابر سلایق موسیقیایی خاص مخاطبان به فعالیت خود ادامه دادند.
موفقترین چهره موسیقی پاپ دهه ۱۹۸۰، مایکل جکسون بود که موفقیت هایش سبب شد بسیاری از طرفدارانش او را با لقب "سلطان پاپ" خطاب نمایند. چهره های دیگری چون Madonna، Cher، Prince، Gloria Estefan ، Tina Tuer و بسیاری از ستارگان دیگر موسیقی پاپ در این دهه خوش درخشیدند.
طی سالهای ۱۹۹۰تا ۲۰۰۰، حضور روزافزون گروههای موسیقی پاپ و ظهور خوانندگان جوانی که با سیل علاقمندان مواجه می شدند، این سبک از موسیقی را بیش از پیش در بین مخاطبان رواج داد. موسیقی پاپ (که معمولا در آن از ملودی های بسیار ساده و به یادماندنی استفاده می شود و مضمون اصلی ترانه ها را عشق تشکیل می دهد) امروزه به تدریج در اشکال جدید و متعدد دیگری نیز ظاهر شده و شاید بتوان گروهها و هنرمندان موسیقی پاپ را پر مخاطب ترین سبک موسیقی در حال حاضر جهان نامید
مجله رولینگ استون در نظرخواهی از کارشناسان واهالی موسیقی چهره;های برتر تاریخ راک را انتخاب کرد.
شاید موسیقی راک در کشور ما آنچنان که در آمریکا مورد توجه قرار گرفته محبوبیت نداشته باشد. شاید که نه. قطعا و آنهم به دلیل ساخت آن و برداشت های متفاوت در جامعه ی ما از این سبک موسیقی است.
ما بدون پیش داوری و فقط برای اینکه به همه ی سبک های موسیقی توجه کرده باشیم، شما را در این شماره با مهمترین اتفاق موسیقی راک آشنا می کنیم.
راک اند رول، پنجاه و سه ساله شده. در واقع، این تاریخ نگاری مطابق میل سفیدهاست؛ آن ها که دوست دارند الویس پریسلی را مبدع راک اند رول معرفی کنند. آن ها که موشکافانه تر به مسأله می پردازند، خوب می دانند که چاک بری پیش از الویس پریسلی آهنگ هایی به سبک بعدا نامگذاری شده راک اند رول ساخته بود.
اما بری، سیاهپوست بود و خب در آمریکا، هیچ کس نمی خواهد نام چاک بری سیاهپوست را قبل از الویس سفید بیاورد. می توان به راحتی چشم بر حقایق بست و الویس را اولین نامید. هر چند نباید فراموش کرد که نام الویس در صحنه موسیقی دنیا، نام شناخته شده ای است و چاک بری در کلیت موضوع، جایگاهی به مراتب پایین تر از ستاره راک اند رول دنیا دارد.
الویس پریسلی که پیش از ضبط آهنگ «همه چی مرتبه» در پنجم جولای ۱۹۵۴ در استودیوی آفتاب شهر ممفیس یک راننده کامیون بود، تاریخ موسیقی را وارد مرحله جدیدی کرد. در آن زمان، این راننده ۱۹ ساله فکرش را نمی کرد که استفاده از گیتار الکتریک در آهنگ ها می تواند این طور جلب توجه کند.
او اما تا سال ها ستاره ماند. تا سال ها با آهنگ های معروف خود صحنه ها را تسخیر کرد. پس از او، نام های دیگری وارد عرصه شدند، سبک های جدیدی به وجود آمد، نوازندگان بی نظیری وارد صحنه شدند و راک اند رول، سال های سال در صدر موسیقی های مهم و جدی دنیا ماند.
راک با سبک های متفاوتی تلفیق شد و شاخه های زیادتری شکل گرفت؛ موسیقی بلوز، کلاسیک، سول، موسیقی فالک، الکترونیک و بسیاری دیگر از سبک های موسیقی وارد جریان موسیقی راک شدند و با نوآوری ستاره های هر یک، نسل های متمادی ای را درگیر این سبک کردند. ظهور بیتل ها و رولینگ استونز در اروپا و نفوذ آن ها به آمریکا، فصل نوینی را برای موسیقی راک رقم زد.
باب دیلن با متون اعتراضی خود، یکی دیگر از جریان سازان موسیقی راک بود و در دهه هشتاد که احساس می شد نفوذ راک در دنیا رو به کاهش است، با ظهور نیروانا و U۲ موسیقی همچنان در انحصار راک باقی ماند.
مجله رولینگ استون که معتبرترین و مهم ترین مجله موسیقی دنیاست در ماه میلادی گذشته، شماره ویژه ای برای ۵۰ چهره ماندگار موسیقی راک اند رول منتشر کرد که با استقبال گسترده ای مواجه شد. در این شماره ویژه، ۵۰ چهره برتر موسیقی درباره ۵۰ چهره جاودان برگزیده، مطالبی نوشتند که کار عجیب و جالبی به نظر می رسید.
آن ها از سال گذشته مقدمات این شماره را با برگزاری یک نظرسنجی از چهره های سرشناس موسیقی و مردم فراهم آوردند و نهایتا نام ۱۲۵ هنرمند برتر عرصه راک اند رول را اعلام کردند. در مرحله بعد، امتیازات کارشناسان موسیقی هم به آراء اضافه شد تا ۵۰ چهره برتر تاریخ موسیقی راک انتخاب شوند. رولینگ استون از نویسندگان افتخاری این شماره درخواست کرده درباره کار ویژه این چهره ها در عرصه راک اند رول و تاثیرشان بر روند موسیقی و جایگاه آن ها در تاریخ بنویسند.
الویس کاستلو که خود یکی از مشاهیر موسیقی راک است، درباره بیتل ها نوشت و بونو خواننده گروه U۲، درباره الویس پریسلی. ون موریسون، شاعر توانا و موزیسین مشهور هم گرایش ویژه اش به ستاره نابینای موسیقی سول و گاسپل، ری چارلز را نشان داد.
او انگار بدهی اش به موسیقی روحانی را این گونه پرداخت کرده بود. جان مایر موزیسینی که امسال چند جایزه گرمی گرفت درباره هندریکس نوشت: فلی، خواننده گروه ردهات چیلی پپرز، درباره استقلال ذاتی نیل یانگ ستاره کانادایی موسیقی راک مقاله ای نوشت و...
● استاد همه نسل ها
▪ جان مایر: جیمی هندریکس، یکی از فوق العاده های دنیای موسیقی است. شما طرفدار Black Sabbath باشید یا هوادار Elmore Yanes، از Wanson خوشتان بیایدیا از Grafefol Dead ، می فهمید که هر موسیقی دانی به نحوی به مکتب هندریکس ربط پیدا می کند یا از آن الگوبرداری کرده است.
او تقریباً در هر سبک از موسیقی معاصر به عنوان سرآمد آن شناخته شده است، چراکه تقریباً در هر سبکی نوازندگی کرده و اثری از خود بر جای گذاشته است. آیا او در سبک بلوز فعالیت می کرد؟ به ترانه "Voodoo Chile" گوش دهید و می توانید نشانه هایی از بلوز را در آن پیدا کنید.
آیا او یک موسیقی دان راک بود؟ بله او از صدای موسیقی برای رسیدن به هدفش استفاده می کرد مانند اثر « این راک است». آیا او یک خواننده و ترانه سرای احساساتی بود؟ در "Bold As Love" او به گونه ای می خواند که شما می فهمید او مردی است که قلب خود را می شناسد. در اغلب موارد او مثل ستاره راکی به تصویر کشیده شده که گیتار خود را آتش زده است.
ولی وقتی که من در هندریکس فکر می کنم، به یکی از دوست داشتنی ترین و دلنشین ترین نواهای گیتار می اندیشم که در ترانه هایی نظیر "One Rainy Wish" و "Litte Wing" یا حتی در "Doifting" نظیر آن را شنیده ایم. "Little Wing"، به شکل دردناکی کوتاه و زیباست.
درست مثل این می ماند که پدربزرگ مرحوم شما زنده شود و تنها برای یک دقیقه و نیم کنار شما باشد و سپس برود. این عالی است و خیلی زودگذر. من فکر می کنم دلیل اصلی این که همه موسیقی دان ها دوست دارند ترانه های هندریکس را بنوازند، این است که زبان اشعار و موسیقی وی را زاده قلب و فکر او می دانند.
او یک رابطه محرمانه با نوازندگی گیتار داشت علی رغم این که آن را بسیار فنی و تئوریک می نواخت. من فکر می کنم که گیتار برای او مقدس بود. برای همین است که شما هرگز مصاحبه ای از او پیدا نمی کنید که درمورد علایقش به گام ها و نوازندگی گیتار حرفی زده باشد. این بخشی از آن چیزی است که سبب می شد او بسیار هیجان زده نوازندگی کند.
من هندریکس را از طریقStevie Ray شناختم و کشف کردم. پس از این که او را در حال نوازندگی "Little Wing" دیدم. تصمیم گرفتم سبک کاری ام را براساس کارهای هندریکس تغییر دهم.
اولین کار ضبط شده ای که متعلق به هندریکس بود و خریداری کردم "Bold as Love" بود، برای این که "Little wing" را در مجموعه اش داشت. یادم می آید که ساعت ها فقط به جلد آلبوم نگاه می کردم. بعد ماه های متوالی وقتم را برای گوش کردن "Electric Ladyland" صرف کردم که خیلی آدم را عصبی می کند.
واقعیت سیاه و تلخی وجود دارد و شاید هندریکس به حدی صادق بود، که آنرا مخفی نگه داشته است. ضمن این که او انواع و اقسام مدها را هم اختراع کرد که در نوع پوشش و رفتار هوادارانش تأثیر می گذاشت. به طوری که افرادی که پیرو و مقلد مدهای اختراع شده از سوی او هستند را به خوبی می توان تشخیص داد و شناخت. همه ما آرزو می کنیم به اندازه کافی نابغه باشیم که قبل از ۲۸ سالگی از دنیا برویم. یک حالت اسطوره ای در مورد او وجود دارد که هیچ جنبه انسانی در آن نیست.
● بلوزهایی با نقش باب
▪ ویسلف ژان: چه چیزی باب مارلی را از خیلی از ترانه سراهای بزرگ و سرشناس جهان متفاوت و جدا می کند؟ آنها نمی دانند معنی این که آب به آرامی داخل خانه آدم نفوذ کند چیست. آن ها نمی دانند بدون مایکروویو و قابلمه چه کار باید کرد، نمی توانند آتشی با چوب روشن کنند و ماهی خود را کنار اقیانوس بپزند.
مارلی به دوره فقر و بی عدالتی در جامائیکا تعلق دارد و این مساله را خودش در ترانه های عصیانگرانه اش به معرض نمایش می گذارد. مردم الگوی اصلی او برای خوانندگی و نوازندگی بوده اند. او همچون جان لنون به این تفکر می پردازد که از طریق موسیقی و لغات واقعا می توان در جهان صلح و آرامش برقرار کرد. مقایسه او با دیگر موسیقیدان ها دشوار است، برای این که موسیقی تنها بخشی از واقعیتی بود که نام مارلی بر خود داشت .
او یک بشردوست و انقلابی نیز بود. تأثیر او بر سیاست جامائیکا بسیار زیاد بود، به گونه ای که حتی بارها تهدید شد و مورد حمله قرار گرفت. مارلی مثل موسس بود. وقتی که موسس حرف می زد، مردم به خروش آمده و حرکت می کردند. وقتی که مارلی حرف می زد هم چنین بود. ترانه های مارلی تقریبا برای اولین بار سبک موسیقی کارائیبی با ریتمی قوی را در سراسر دنیا پخش کرد. وقتی که من در هائیتی بودم و پدرم آن جا در نقش مسؤول کلیسا مشغول به کار بود، ما به سختی می توانستیم موسیقی راک مسیحی گوش نکنیم و اصلا اجازه گوش دادن به موسیقی رپ را نداشتیم. وقتی که چهارده سالم بود، داشتم "Exodus" گوش می کردم که پدرم که خیلی خوب انگلیسی صحبت نمی کرد از من پرسید: «این آهنگ در مورد چیست؟» به او گفتم در مورد انجیل است و در مورد قیامت حرف می زند.
وقتی که این موسیقی به گوش او رسید یا به طور کلی هنگامی که موسیقی مارلی به گوش شنونده می رسد، به طور خودکار و مستقیم در ذهن شما نفوذ پیدا می کند. با نگاهی به اشعار او می توان به این نکته پی برد که آن ها در سال ۳۰۱۴ میلادی هم همین مفاهیم و معانی را خواهند داشت.
امروز، مردم سخت تلاش می کنند تا بفهمند چه چیزی حقیقی است. همه چیز باید به گونه ای باشد که اغلب مردم بتوانند با امیدواری به آن نگاه و آن را درک کنند و بفهمند. اگر هنوز مردم بلوزهایی را که روی آن عکس های باب مارلی چاپ شده، بر تن می کنند، علت آن این است که موسیقی وی یکی از معدود چیزهایی است که این خصوصیت را داراست.
● این بیتل های نامرتب
▪ الویس کاستلو: برای اولین بار وقتی که ۹ ساله بودم اسم آن ها را شنیدم. آن هم در حالی که یکی از دوستانم علیه آن ها و اسامی خاصشان تبلیغات می کرد. این اتفاق در سال ۱۹۶۲ یا ۶۳ میلادی رخ داد.
درست قبل از این که آن ها به آمریکا بیایند. عکسی که دیده بودم کیفیت جالبی نداشت؛ شکل ظاهری و آرایش مو ی تقریبا نامرتب. من توجهی به این جور چیزها نداشتم.
فقط پی برده بودم که آن ها گروه موسیقی مورد علاقه ام هستند. مساله جالب این بود که خانواده و تمامی دوستان آن ها که اهل لیورپول بودند نیز در مورد این گروه کنجکاوی می کردند و به آن ها افتخار می کردند.
من دقیقا در سنی بودم که به طور کامل مجذوب و شیفته آن ها شوم و اخبار مربوط به این گروه را به طور مرتب پیگیری کنم. تجربه پول جمع کردن برای خریداری آهنگ هایشان و گوش کردن به اخبار محلی در مورد موسیقی و نگهداری عکسی که به دستم می رسید، بارها و بارها تکرار شد.
این اولین باری بود که چنین چیزی در چنین سطحی رخ می داد و این مساله فقط در مورد اعداد و ارقام صدق نمی کرد. شاید خیلی ها رکوردهای شخصی شان را سالیان سال همچنان حفظ کنند، ولی آنها هیچ گاه به اندازه ای که بیتل ها برای مردم اهمیت داشتند، مهم نخواهند بود. هر رکوردی که از سوی آن ها ثبت می شد، شوک آور به نظر می رسید.
شاید در مقایسه با رولینگ استونز آن چه می نواختند هیچ بود ولی آن ها نویسنده اشعار آهنگ هایشان هم بودند. جان لنون و پل مک کارتنی جزو ترانه سراهای استثنایی محسوب می شدند و مهم ترین مساله درمورد آن ها هماهنگی فوق العاده و کم نظیرشان بود. رینگو استار با چنان احساسی درام می نواخت که هیچ کس واقعاً نمی تواند از او تقلید کند.
بسیاری از نوازندگان درام تلاش بسیاری در این زمینه کرده اند ولی در انجام آن ناکام مانده اند. بسیاری از آن ها نظیر جان و پل، خوانندگان برجسته و فوق العاده ای بودند. لنون و مک کارتنی و هریسون در سطح بالایی اشعار آهنگ های گروه را می سرودند که نمونه هایی از آنها را در "Ask me Why" یا ترانه "Things We said Todey" شنیده ایم. پس از گذشت مدتی، رشد آن ها واقعاً محسوس بود و نمونه ای از آن را می شد در اشعار ساده عاشقانه برای بزرگسالان نظیر ترانه "Nowegion Wood" که درمورد بخش ناخوشایند عشق حرف می زد، ملاحظه کرد.
آلبوم های مورد علاقه من "Rubber Sow" و "Revolves" بودند. وقتی که شما Revolves را گوش می دادید، می دانستید که چیزی متفاوت است. روی جلد این آلبوم آن ها در حالی که عینک های آفتابی به چشم دارند و حتی به دوربین هم نگاه نمی کنند، دیده می شوند و موسیقی آلبوم بسیار عجیب و همچنان در حال حاضر بسیار شاد و زنده است.
اگر من بخواهم آهنگ موردعلاقه ام را در بین آلبوم های آن ها انتخاب کنم، "And Your Bird Can Sing"، نه، "Girl" نه، "For no one" نه... و همین طور ادامه می دهم. آلبومی که پیش از جداشدن بیرون دادند تحت عنوان "Let itbe"، در عین حال هم زیبا بود و هم نامانوس.
من می فهمم که جاه طلبی و ضعف های روحی و جسمی بشر داخل هر گروهی نفوذ می کند، ولی آن ها طوری با یکدیگر هماهنگ بودند که یک نمونه باورنکردنی ارائه دادند. من یادم می آید که برای تماشای فیلم "let it be" در سال ۱۹۷۰، به میدان لستر رفتم.
و در پایان با یک حس نوستالژیک ناراحت کننده آن محل را ترک کردم. واژه Beagttogue هنوز هم در فرهنگ لغات موسیقی وجود دارد. من می توانم حضور آن ها را در آلبوم «پرینس» تحت عنوان "Around the world in a day" حس کنم یا در ملودی های Harry Nilsson. یا این که کرت کوبین بیتل ها را گوش کنم و موسیقی آن ها را با پانک و متال در برخی از آهنگ های خود درآمیزم.
من برخی از اشعار را با پل مک کارتنی نوشتم و آن ها را در دو موقعیت ایجادشده در کنسرت ها اجرا کردم. در سال ۱۹۹۹ و مدتی پس از مرگ لیندا مک کارتنی پل کنسرتی برای لیندا اجرا کرد که از سوی Chrissie kyndo سازماندهی شده بود.
اجرای آن کنسرت بسیار سخت بود. به هنگام اجرای ترانه ها به حدی جمعیت حاضر تحت تاثیر قرار گرفته بودند که تمرکز برای ما دشوار بود. شاید آن جا بود که فهمیدم چرا بیتل ها فعالیت خود را در قالب یک گروه متوقف کردند. چراکه ترانه هایشان دیگر متعلق به آن ها نبود، بلکه متعلق به همه مردم و دوستداران آن ها
راک کلاسیک Classic rock در اصل به عنوان یک قالب برای برنامه ریزی ایستگاههای رادیویی به وجود آمد که از قالب موسیقی راک آلبومی یا AOR - قالبی دیگر برای انتخاب و دسته بندی موسیقی در رادیو بر اساس انتخاب موسیقی از آلبومهای استودیویی راک در اوایل دهه ۸۰ - گرفته شده بود.
این قالب موسیقی راک در ایالات متحده شامل مجموعه ترانه های بسیار اما محدودی است که از سالهای ۶۰ تا بیشتر دهه ۸۰ را دربر میگیرد و بیشترین تاکید آن بر ترانه های بسیار موفق قدیمی تر از هنرمندانی است که به طور کلی به "دوران راک کلاسیک" مربوط هستند.
● سرچشمه های رادیوی راک کلاسیک
سرچشمه قالب راک کلاسیک برای رادیو را میتوان تا دوران گروه بیتلز و آلبوم پیشروی آنها Sgt. Pepper�۰۳۹;s Lonely Hearts Club Band پیگیری کرد. این آلبوم - به خصوص با صعود تدریجی برنامه رادیویی روی موج FM - مسیر چندین قالب موسیقی راک اند رول را برای همیشه تغییر داد. زیرا برای پخش این آلبوم بین رادیوهای AM و FM رقابتی ایجاد شده بود و از آنجایی که Sgt. Pepper هیچ تک ترانه ای منتشر نکرده بود، ترانه های مختلفی از آلبوم توسط ایستگاهها پخش میشد.
چیزی نگذشت که ایستگاههای رادیویی و هنرمندان، هردو متوجه شدند که پخش ترانه های یک آلبوم میتواند بسیار بیشتر از پخش ترانه های موجود در فهرست Top ۴۰ برنامه پر کن و در عین حال پر مخاطب باشد.
در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰، این شیوه به ابداع یک برنامه رادیویی با عنوان progressive rock انجامید. این قالب دارای عناصری از رادیو آزاد بود که در آن disc jockeys - مسئول انتخاب و تعویض موسیقی - کنترل کننده آنچه پخش میشد بود. به زودی یک گونه تجاری تر به نام راک آلبومی یا album rock در میانه دهه ۷۰ ظهور کرد. این قالب بیشتر بر انتخاب از ترانه های یک آلبوم شکل گرفته بود که البته بر مبنای یک فهرست پخش منظم تر و مقیدتر قرار داشت.
راک آلبومی در باقی دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ محبوبیت خود را حفظ کرد اما در انتهای دهه ۸۰، با ظهور کامپکت دیسک یا CD و جایگزینی آلبوم با آن و همچنین همراه با تغییر رویه ایستگاههای رادیویی، که دیگر هماهنگ با تحولات و "مد" روز موسقی پیش نمیرفتند، به راک کلاسیک تبدیل شد.
اولین ایستگاهی که خود را "کلاسیک راک" نامید، WYSP فیلادلفیا بود. در ماه ژانویه ۱۹۸۱، پس از یک جلسه بحث گروهی بین مدیر برنامه رادیو دیک هانگیت Dick Hungate و مشاور شبکه لی آبرامز Lee Abrams، عنوان کلاسیک راک از میان نامهایی چون timeless (همیشگی) و vintage (آشنا و قدیمی) انتخاب شد. مدتی بعد در همین سال، قالب مشابهی توسط ایستگاه رادیویی KQRS مینیاپولیس به کار گرفته شد. در سال ۱۹۸۲، جورج جیمارک George Gimarc تهیه کننده صفحه و برنامه رادیویی و disc jockey اهل تگزاس) مامور طراحی نوع جدیدی ایستگاه رادیویی ترانه های قدیمی شد که بالاخره در ایستگاه KRQX راه اندازی شد و راک کلاسیک نام گرفت.
در سال ۱۹۸۵ فرد جیکوبز Fred Jacobs از کمپانی Jacobs Media و گری گوتری Gary Guthrie از Edinborough Rand، این قالب را فراتر از ایستگاههای فعلی آن گسترش داده و به زودی ایستگاههای دیگر نیز به آنان تاسی جستند. در طی دو سال بعد، بیش از ۴۰ ایستگاه رادیویی در سراسر آمریکا خود را "راک کلاسیک" یا "ترانه های کلاسیک" مینامیدند.
راک کلاسیک از این جهت که قالب آن بر اساس موسیقی گذشته شکل گرفته است، در رده oldies radio قرار میگیرد که البته فهرست ترانه ها و هنرمندان منتخب آنها در مقایسه با قالبهای Top ۴۰ و انواع مشابه که به پخش محصولات جدید میپردازند، بسیار مشخصتر و با ثبات تر هستند.
با این حال، در هر رادیو راک کلاسیک، گروهها و ترانه های مختلف موجود در سبک و سیاق تغییر میکردند و گاهی هنرمندان محلی که بازار بهتری داشتند در فهرست یک ایستگاه موجود بودند و در ایستگاههای دیگر دیده نمیشدند. علاوه بر اینها، در طی روند انتخاب ترانه توسط DJ و با توجه به سلیقه شنوندگان، گاهی ترانه هایی در میان راک کلاسیک پخش میشد که تنها در حاشیه این دوران جای داشت. بعضی از ایستگاهها برای جلب شنوندگان، راک کلاسیک را در ترکیب با قالبهای دیگری چون راک مدرن پخش میکردند. ترکیب راک کلاسیک و راک مدرن تحت عنوان راک پویا یا active rock نیز شناخته میشود.
● هنرمندان و آلبومهای کلیدی
آلبومها، هنرمندان و ترانه های اصلی که اکثر اوقات در رادیوهای راک کلاسیک پخش میشوند نشانگر زیرمجموعه ای از آلبومها و هنرمندانی هستند که در دوران به اصطلاح "راک کلاسیک" از محبوبیت برخوردار بودند. دیرپاترین ترانه ها و هنرمندان راک کلاسیک، نه تنها برای شنوندگان قدیم، که برای نسل جدید هم جذاب هستند.
گروهها و خواننده های هارد راک hard rock و راک پیشرو progressive rock، ستون اصلی راک کلاسیک هستند که شاخص ترینشان Pink Floyd، Led Zeppelin، Queen ، Deep Purple، David Bowie، Iron Maiden، Rolling Stones، The Who، Black Sabbath، Jethro Tull و Dire Straits هستند.
وجود ترانه های متفاوتی از گروههای مذکور در فهرست ترانه های راک کلاسیک حتمی است. تعدادی از هنرمندان راک آمریکا نیز از مهره های اصلی راک کلاسیک به شمار میروند، از جمله Jimi Hendrix، Aerosmith، The Doors، the Eagles، Lynyrd Skynyrd، The Allman Brothers Band، Alice Cooper، Tom Petty، Creedence Clearwater Revival و Joe Walsh. گروههای ارینا راک Arena rock مانند Styx، Boston ، Jouey، Foreigner و Supertramp نیز در ایستگاههای راک کلاسیک پخش میشوند.
تنها گروه استرالیایی که همواره در فهرست راک کلاسیک قرار داشته، گروه AC/DC با ترانه هایی چون Back In Black و Highway To Hell است.
گروههای متعدد دیگری نیز هستند که موسیقی آنها هر از گاه در ایستگاههای راک کلاسیک پخش میشودف اما این حضور محدود به چند ترانه آشناست. برای مثال، گروههای Kiss و Steppenwolf چندین آلبوم استودیویی دارند، اما احتمال اینکه تنها ترانه هایی چون Bo to Be Wild و Rock and Roll All Nite از آنها پخش شود بیشتر است.
آلبومهای مفهومی یا Concept albums، به طور غیر مستقیم به قالب آلبوم راک album-rock منتهی شده و به یکی از اجزاء مهم راک کلاسیک تبدیل شدند. از جمله برجسته ترین آثار آلبومها میتوان به چهار آلبوم مفهومی پینک فلوید از جمله The Wall و Dark Side of the Moon و همچنین دو راک اپرای مهم گروه The Who به نامهای Tommy و Quadrophenia اشاره نمود. آلبوم Who�۰۳۹;s Next سال ۱۹۷۱ گروه The Who، از بیشترین تعداد پخش در میان آلبومهای راک کلاسیک برخوردار است.
هرچند در بیشتر اوقات هنرمندان دوران ارینا راک در دهه ۷۰، تنها با چند ترانه معدود بسیار محبوب و تعداد اندکی آلبوم ارائه میشوند، اما شاید این دوران یکی از بزرگترین زیرمجموعه های قالب راک کلاسیک باشد. گروهها و هنرمندانی چون Styx، Grand Funk، Kiss، Bad Company، Queen و پیتر فرامپتون Peter Frampton و همچنین ستارگان بزرگ راک جنوبی Southe rock مانند Lynyrd Skynyrd، The Eaglesو لیندا رانستندت Linda Ronstadt همه بخش بزرگی از فهرست ترانه های قالب راک کلاسیک را تشکیل میدانند. آثار این دوره هنرمندان محبوب ترانه سرا/خواننده مانند التون جان Elton John، بیلی جوئل Billy Joel و جکسون براون Jackson Browne همه در فهرست راک کلاسیک قرار دارند، در حالی که آثار بعدی آنان در زمره این قالب قرار ندارد.
تقریبا هر ایستگاه برای متفاوت بودن با دیگران، تنظیمات ظریفی بر فهرست خود انجام میدهد که ممکن است ترانه هایی را حذف و تعداد دیگری را به آن بیافزاید.به همین دلیل ممکن است بعضی از فهرستهای پخش راک کلاسیک شامل هارد راک hard rock /هوی متال heavy metal مانند Rush ، Guns N�۰۳۹; Roses و Van Halen هم باشد که ترانه هایشان در دهه ۸۰ بسیار محبوب بود. ترانه ها یا دوره های خاصی از آثار این هنرمندان بیش از آثار دیگرشان مناسب با قالب راک کلاسیک است و در ایستگاههای مختلف پخش میشود.
علاوه بر اینها، تعدادی از ایستگاههای راک کلاسیک، به استفاده از ترانه های دهه ۹۰ نیز روی آورده اند که در میان آنها میتوان به Pearl Jam و Nirvana و همچنین گروههای متاثر از jam-bandف مانند Black Crowes، Blues Traveler و Phish اشاره نمود. آثار این هنرمندان بسیار اندک و با دقت انتخاب و پخش میشود زیرا حضور آنها در راک کلاسیک، بحث برانگیز بوده و هنوز تصمیم قطعی برایشان گرفته نشده است.
تقریبا تمام هنرمندان راک کلاسیک به غیر از جیمی هندریکس، Phil Lynott و فردی مرکوری Freddie Mercury از نژاد سفید -اروپایی- و مذکر- به استثنای گروه Heart، The Pretenders ، گریس اسلیک Grace Slick و جانیس جاپلین Janis Joplin- بودند.
● قالب ترانه های کلاسیک
یکی از انشعابات راک کلاسیک، ترانه های محبوب کلاسیک یا classic hits است که در آن علاوه بر وجود اکثر ترانه های راک کلاسیک، آثار R&B و پاپ نیز به چشم میخورد و درواقع حدفاصل میان راک کلاسیک با تمرکز بر راک دهه ۷۰ و قالب وسیع ترانه های قدیمی یا oldies است.
● "راک کلاسیک" سمفونیک
راک کلاسیک نام یک مجموعه آلبوم از ارکستر سمفونیک لندن نیز هست که در آنها، آثار راک کلاسیک با تنظیم ارکسترال اجرا شده است. این آلبومها شامل تنظیمهای "کلاسیک" ترانه های مشهوری از فرانک زاپا Frank Zappa، رولینگ استونز، هری نیلسون Harry Nilsson، Procol Harum و عده ای دیگر هستند.
تولید مجموعه "راک کلاسیک" از سال ۱۹۷۹ در کمپانی RSO آغاز شد و الهام بخش دو مجموعه دیگر در کمپانی RCA شد که یکی از آنها مجموعه مشهور Hooked On Classics به رهبری لویس کلارک Louis Clark و دیگری آلبوم سمفونیکی است که به آثار گروههای خاصی اختصاص یافته و توسط دیوید پالمر David Palmer از گروه Jethro Tull رهبری شده است. این مجموعه به آثار گروههایی چون Jethro Tull، Genesis، Yes، Pink Floyd ، Queen و The Beatles اختصاص یافته است
ما را در سایت دنياي موسيقي دنبال میکنید
برچسب: music pop,موزيك پاپ,دانلود آهنگ,آهنگ جديد,وبگردي,
نویسنده: مجتبي قلي پور
بازدید: 179